خلاصه داستان
از بدو تولد ، بامبی به مادرش نزدیک است و بقا در جنگل را یاد می گیرد. او دوست می شود ، اما بعد از اینکه شکارچیان مادرش را می کشند ، یتیم می شود. با راهنمایی پدرش ، بامبی یاد می گیرد که خطرات و بلوغ زندگی را هدایت کند.